معرفی کتاب: جاده جنگ

عنوان: جاده جنگ

تالیف: منصور انوری

ناشر: سوره مهر

درباره کتاب:

این رمان، خلاصه‌ای از حوادث و رویدادهای نیم قرن ایران را دربردارد که با روایت وقایع تاریخی و سیاسی ایران از روز سوم شهریور 1320 و ماجرای هجوم روس‌ها از شمال شرقی خراسان به ایران و اشغال ایران توسط متفقین آغاز می‌شود و با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به پایان می‌‌رسد. در طول داستان به واقعه‌ی 15 خرداد 1342، فعالیت‌ مبارزاتی گروه‌های اسلامی، تظاهرات مردمی، پیروزی انقلاب اسلامی و خرابکاری‌های گروهک‌های ضدانقلاب در کردستان نیز اشاره شده است. در بخشی از داستان جلد حاضر می‌خوانیم: «پشت پلک‌هایش روشنایی یافت. چند چین ظریف واکنشی ناخودآگاه بود که روی آن پرده‌های ظریف حساس ظاهر شد. بعد، چند بار پی‌درپی پلک زد و آهسته چشم گشود. مات و مبهوت نگریست و اندیشید: “من کجا هستم؟” صبح شده بود؛ این را حس می‌کرد. اما، هنوز افکارش پراکنده و بی‌نظم بود. تشخیص اینکه کجاست و در چه موقعیتی قرار دارد دشوار بود! ذهنش، خودبه‌خود و لجام‌گسیخته می‌جنبید: “چه اتفاقی افتاده است؟ … اینجا کجاست؟!” تصاویر مبهم و به‌رغم روشنی خیره‌کننده‌ی روز، مات جلوی چشمش رژه می‌رفتند؛ دشت، جاده، قله‌ی خاکستررنگ کوه‌ها، کپه‌های مدور تل‌های ماسه‌ای که به فواصل معین در حاشیه‌ی شاهراه به چشم می‌آمد و آب … رودخانه…» نویسنده در این اثر با پرداخت مناسب به زوایای مختلف حوادث تاریخی ایران، جذابیت‌های بسیاری برای مخاطب ایجاد کرده است. این اثر برگزیده‌ی چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی جلال آل‌احمد، برگزیده‌ی بیست‌ونهمین دوره‌ی کتاب سال، برنده‌ی چهاردهمین دوره‌ی کتاب فصل و برنده‌ی هشتمین جایزه‌ی قلم زرین است.

معرفی کتاب: عقاید یک دلقک

عنوان: عقاید یک دلقک

تالیف: هاینریش بل

ترجمه: محمد اسماعیل زاده

ناشر: چشمه

درباره کتاب:

این کتاب را می‌توان یکی از رمان‌های تاثیرگذار قرن بیستم دانست که در میان آثار هانریش بل به دلیل مضمون عاشقانه، نام جذاب و فضای نوستالژیک و عاطفی‌اش، شهرت بیشتری پیدا کرده است. هاینریش بل نویسنده‌ای آلمانی است که موفق به کسب نوبل شده است. مضمون بیشتر نوشته‌های او جنگ و پیامدهای آن بر زندگی و اوضاع انسان‌هاست. «عقاید یک دلقک» داستان دلقکی به نام «شنیر» است که از وقتی همسرش او را ترک کرده، دچار افسردگی شده است. او برای فراموشی دردهایش به نوشیدن مشروب روی می‌آورد. بعد از فضاحتی که در یکی از نمایش‌هایش به وجود می‌آید، به‌ناچار به محل زندگی‌اش بازمی‌گردد. ازآنجاکه در مضیقه‌ی مالی است، دفترچه تلفنش را باز می‌کند و با آشنایان تماس می‌گیرد. در این میان بارها به گذشته می‌رود و خاطراتش را مرور می‌کند…. . بخشی از کتاب را با هم می‌خوانیم: «وقتی وارد شهر بن شدم، هوا تاریک شده بود. هنگام ورود، خودم را مجبور کردم تن به اجرای تشریفاتی ندهم که طی پنج سال سفرهای متمادی انجام داده بودم: پایین و بالا رفتن از پله‌های سکوی ایستگاه راه‌آهن، به زمین گذاشتن ساک سفری، بیرون‌آوردن بلیت قطار از جیب پالتو، برداشتن ساک سفری، تحویل بلیت، خرید روزنامه‌ی عصر از کیوسک، خارج‌شدن از ایستگاه و صدازدن یک تاکسی، پنج سال تمام تقریبا هر روز یا از جایی مسافرت کرده بودم و یا اینکه به جایی وارد شده بودم.» این کتاب را انتشارات «چشمه» منتشر کرده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.